فعالیت های تروریستی مجاهدین  و  تبدیل این گروه  به یک فرقه سیاسی –  مذهبی متأثر از سه عامل؛ شرایط سیاسی – اجتماعی حاکم بر ایران در دوره پهلوی، چرخه معیوب حاکم  بر  ایدئولوژی و  اندیشه های چپ گرایانه و التقاطی سازمان، توهم و ناکامی سازمان در فضای سیاسی پس از پیروزی انقلاب 22 بهمن سال 57 ، بوده و  حمایت مستقیم قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای نیز نقش موثری در گسترش و تداوم اقدامات تروریستی آنان داشته است.

به بهانه چهلمین سالگرد انقلاب ۲۲ بهمن ۵۷

قسمت اول:

 نویسنده:  سعید پارسا از اعضای هیات تحریریه سایت راه نو

در این نوشته از منابع زیر نیز استفاده شده است:

۱ –  کتاب خداوند اشرف از ظهور تا سقوط اثر آقای حجت سیداسماعیلی عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین

۲ – بررسی پیشینه، عملکرد تروریستی و تحول ماهیتی و کارکردی سازمان مجاهدین خلق – اثر دکتر مهدی جاودانی مقدم(دکترای روابط بین الملل ، استادیار دانشگاه آزاد اسلامی ، واحد قم) ارديبهشت ۲۶, ۱۳۹۲)

کارنامه فعالیت های تروریستی سازمان مجاهدین از ابتدای پیروزی انقلاب تا کنون نه تنها این سازمان را به مهم ترین گروه تروریستی با ساختار فرقه ای علیه  ایران تبدیل کرده است بلکه آن را به عنوان یک سازمان تروریستی، سال ها در لیست گروه های تروریستی آمریکا، اروپا و استرالیا  نیز گنجانده است. ذیلا مروری داریم به عملکرد سیاه سازمان مجاهدین در طی سال های پس از انقلاب

اولین کار مجاهدین در روزهای منتهی به انقلاب ۲۲ بهمن ۵۷ جمع آوری سلاح از پادگانهای بلاصاحب بود. چرا که سران مجاهدین معتقد بودند تنها نیروی انقلابی و باصطلاح ضد امپریالیست آنها هستند بنابراین مردم تنها باید از سازمان مجاهدین خلق پیروی کرده و تنها آنان هستند که شایستگی حکومت را بر مردم دارند.  در غیر این صورت سلاح تنها وسیله یی است  که می تواند راه آنان را به سوی خواسته هایشان در ارتباط با دولت نوپای انقلاب باز کند.

بدین ترتیب خشونت طلبی که جزو ذات مجاهدین بود از همان اوایل انقلاب رخ نشان داد.

نتیجه اینکه فعالیت های تروریستی مجاهدین  و  تبدیل این گروه  به یک فرقه سیاسی –  مذهبی متأثر از سه عامل؛ شرایط سیاسی – اجتماعی حاکم بر ایران در دوره پهلوی، چرخه معیوب حاکم  بر  ایدئولوژی و  اندیشه های چپ گرایانه و التقاطی سازمان، توهم و ناکامی سازمان در فضای سیاسی پس از پیروزی انقلاب ۲۲ بهمن سال ۵۷ ، بوده و  حمایت مستقیم قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای نیز نقش موثری در گسترش و تداوم اقدامات تروریستی آنان داشته است.

باید گفت؛ اگر چه مجاهدین، ایدئولوژی اسلامی را به عنوان مکتب سازمان پذیرفت، اما علمی دانستن متون مارکسیستی و بهره گیری وسیع از آنها بر ایدئولوژی آنان تأثیر گذاشت. و پایه های ایدئولوژی گذاشته شد که نه اسلامی بود و نه مارکسیتی.

در واقع، در متدولوژی مسیر مبارزاتی آنان با پایه قرار دادن برخی از آثار مارکسیستی و با پذیرش این مباحث به عنوان اصول شناسایی دینامیک به مثابه علم، زمینه تجزیه و تحلیل آنان از اسلام بر اساس دیدگاهی مارکسیستی را به وجود آورد.

بدین ترتیب استراتژی مبارزه مسلحانه مشی این گروه در دوران حاکمیت پهلوی قرار گرفت ولی متاسفانه بدلیل عدم توانایی رهبران این گروه در تحلیل شرایط بعد از انقلاب خیلی زود مبارزه مسلحانه مجددا تبدیل به استراتژی این گروه گردید.

داشتن انبارهای مخفی پر از سلاح و قابل مقایسه نبودن آن با سلاح هایی که سازمان در زمان شاه در اختیار داشت از یک سو و تکیه بر مشی مسلحانه و خشونت ورزی بعنوان بخشی از ایدئولوژی التقاطی این گروه و تحلیل نادرست از شرایط بعد از پیروزی انقلاب از سوی دیگر رهبران مجاهدین را بر آن داشت تا با هر تحول سیاسی رویکردی مخالف داشته و با تأکید مستمر و گسترده بر صلاحیت و پیشتازی انحصاری خود و زیر سوال بردن جریان های دیگر، واکنش های متفاوتی با جریان اصیل انقلاب نشان داد.

بدین ترتیب مجاهدین  اقدام به ایجاد یک شبکه زیرزمینی مسلح، ظاهراً برای تأمین حفاظت خود، کرد و آموزش جنگ های چریکی را در خانه های امن خود در دستور کار قرار داد.

حمایت از جدایی خواهانه در کردستان، ترکمن صحرا و گنبد، طرح انحلال ارتش، تشنج آفرینی در انتخابات مجلس خبرگان و عدم شرکت در رفراندوم قانون اساسی و . . . از جمله اقدامات مخرب مجاهدین در سالهای بعد از پیروزی  انقلاب بود.

عدم موفقیت مجاهدین در انتخابات ریاست جمهوری سال ۵۸  و عدم اقبال مردمی به آنان، رهبران مجاهدین را سرخورده نمود و زمینه ای مناسب برای  ایجاد  اغتشاشات خیابانی و فعالیت های تروریستی این گروه را به وجود آورد.

با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، شرایط بازهم مناسب تری برای ماجراجویی های مجاهدین بوجود آمد.

چرا که تحلیل درون سازمانی مجاهدین این بود که، جنگ ایران و عراق یک جنگ ارتجاعی و ناعادلانه است که در صورت ادامه جنگ، عراق برنده آن خواهد بود .

حرکت شبه نظامی مجاهدین در قالب راهپیمایی میلیشیا به بهانه حمایت از بنی صدر زمینه ای را فراهم کرد  تا  در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ مجاهدین رسماً به قصد سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران وارد عمل شود.

در این شرایط، تصور سازمان این بود که مبارزه مسلحانه با همراهی مردم، حداکثر در ۶ ماه به سقوط حکومت منجر خواهد شد اما این مسئله محقق نشد.

مجاهدین برنامه خود را برای سرنگونی جمهوری اسلامی ایران، در سه مرحله تدوین و عملیاتی کرد:

مرحله اول، از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ تا تابستان ۱۳۶۱، شامل بی آینده کردن نظام، بر هم زدن نظم و امنیت و ثبات سیاسی و تثبیت نظامی سازمان و معرفی خود به عنوان آلترناتیو نظام جمهوری اسلامی ایران بود. در این مرحله سازمان با فرار رجوی و بنی صدر از ایران به پاریس و شکست فاز اول شورشگری اجتماعی، ورود به فاز نظامی و عملیات های متعدد تروریستی را در دستور کار خود قرار داد و تلاش کرد همزمان با تداوم فعالیت های تروریستی در داخل کشور، ترور مسئولان عالی رتبه و ائمه جمعه با نفوذ، بی آینده کردن نظام را پیگیری نماید.

مهمترین اقدامات تروریستی سازمان مجاهدین خلق

در مرحله اول فاز نظامی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران

 

ردیف تاریخ فرد ترور کننده فرد ترور شده
۱ ۶ تیر ۱۳۶۰ جواد قدیری انفجار بمب به هنگام سخنرانی آیت الله خامنه ای در مسجد ابوذر تهران و مجروحیت شدید ایشان
۲ ۷ تیر ۱۳۶۰ محمدرضا کلاهی انفجار مرکز حزب جمهوری اسلامی ایران، شهادت ۷۲ تن از مقامات عالی رتبه نظام از جمله آیت الله بهشتی
۳ ۸ تیر ۱۳۶۰ کاظم افجه ای شهید محمد کچویی رئیس زندان اوین
۴ ۸ شهریور ۱۳۶۰ مسعود کشمیری انفجار دفتر ریاست جمهوری و شهادت محمدعلی رجایی رئیس جمهور و محمدجواد باهنر نخست وزیر
۵ ۲۰ شهریور ۱۳۶۰ مجید نیکو آیت الله مدنی امام جمعه تبریز
۶ ۷ مهر ۱۳۶۰ هادی علویان حجت الاسلام هاشمی نژاد در مشهد
۷ ۲۰ آذر ۱۳۶۰ گوهر ادب آواز آیت الله دستغیب امام جمعه شیراز
۸ ۲۶ فروردین ۱۳۶۱ علی پورابراهیمی آیت الله احسان بخش امام جمعه رشت (ترور ناکام ماند)
۹ ۱۱ تیر ۱۳۶۱ محمدرضا ابراهیم زاده آیت الله صدوقی امام جمعه یزد
۱۰ ۲۳ مهر ۱۳۶۱ محمد حسین خداکرمی آیت الله اشرفی اصفهانی امام جمعه کرمانشاه
۱۱ ۲۹ بهمن ۱۳۶۱ حسین بابایی آیت الله واعظ طبسی امام جمعه مشهد (ترور ناکام ماند)

انفجار حزب جمهوی اسلامی

عملیات تروریستی مجاهدین در این دوره تنها محدود به موارد فوق نبوده و با استناد به کتاب «جمع بندی یک ساله مقاومت مسلحانه»، مسعود رجوی در گزارش خود مدعی است در مرحله اول از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۱، سازمان تعداد دوازده هزار نفر از نیروهای جمهوری اسلامی را به قتل رسانده است. همچنین بیلان عملیات تخریب و انفجار  مجاهدین در ایران با استناد به مصاحبه رجوی با رادیو «صدای مجاهد»  به طور میانگین هر هفته ۲۰ عملیات تخریب و انفجار تأسیسات دولتی و غیردولتی بوده است

از سوی دیگر سازمان برای معرفی خود به عنوان آلترناتیو نظام جمهوری اسلامی ایران، با جمع کردن بعضی از جریانات خارج از کشور به گسترش فعالیت های سیاسی تبلیغاتی علیه نظام نیز دست زد و به تأسیس شورای ملی مقاومت در فرانسه مبادرت ورزید.

در این شورا به همراه سازمان، حزب دمکرات کردستان، جبهه دمکراتیک ملی ایران، شورای متحد چپ، سازمان استادان متعهد دانشگاههای ایران، کانون توحیدی اصناف، سازمان اتحاد برای آزادی کار و سازمان اقامه و بعدها نیز حزب کار ایران و جنبش زحمتکشان گیلان و مازندران و اتحادیه کمونیست های ایران (سربداران) حضور داشتند، اما با توجه به تعداد اعضای محدود بسیاری از این سازمان ها، سازمان مجاهدین خلق نقش پدرخوانده را در این شورا داشت.

میثاق شورای ملی مقاومت، بنی صدر به عنوان رئیس جمهور نظام جمهوری دمکراتیک اسلامی و رجوی به عنوان نخست وزیر انتخاب شدند. با وجود این، تنها دو سال بعد، بنی صدر به سبب قدرت طلبی و مخالفت با سلطه کامل رجوی بر شورا، به بهانه عدم موافقیت با انتقال شورا به عراق، جدایی خود را از شورای ملی مقاومت به صورت علنی اعلام کرد و در سال ۱۳۶۴ نیز با آغاز برخی گفتگوها میان حزب دمکرات کردستان و مقامات امنیتی ایران، این حزب نیز از شورای ملی مقاومت خارج شد.

ادامه دارد.