توهم «قیام توده ای از نوع 22 بهمن 57» با حمایت تیم های مسلح «مجاهدین» در پنجم مهر سال 1360 تلاشی نافرجام دیگری از سوی رجوی برای جبران شکست 30 خرداد سال 1360 بود. رجوی معتقد بود «مجاهدین» به حدی از توان نظامی رسیده اند که بتوانند در شرایطی مساوی با دولت نوپای انقلاب دسته پنجه نرم کرده و «قیام» دیگری را در دل انقلاب 57 پدید آورند.

شورش سی خرداد ۱۳۶۰ اوج توهم و ماجراجویی مسعود رجوی در بطن  انقلابی بود که مردم ایران آنرا در ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ خلق کردند.

در ۲۹ خرداد سال ۶۰ «مجاهدین» به همراه بنی صدر از مردم خواستند که فردا به خیابانها بریزند  و مخالفت خود را با «انحصارگران» (حزب جمهوری اسلامی) اعلام کنند. ولی قصد اصلی آنها که هیچگاه آنرا آشکار نساختند تکرار قیام ۵۷ بود . . . نتیجه این ماجراجویی به جز تعدادی کشته و زخمی در کف خیابانهای تهران هیچ چیزی را عاید رجوی نکرد. آن روز گذشت. برخلاف گفته سازمان، نه از جمعيت ميليونى خبرى شد و نه  قیام سراسری ۱۳۵۷ تکرار شد. نهایتا هم رجوی به همراه بنی صدر در هفنم مرداد سال ۱۳۶۰ به پاریس گریختند.

از این به بعد بود که سازمان برای تزریق هر چه بیشتر خشونت به فضای جامعه، دست به اقدامات عجیب و غریبی می‌زد و در کنار ترورهای گاه و بیگاهی که انجام می‌داد، عده‎ای از جوانان کم سن و سال و فریب خورده را در چند دسته حداکثر ۲۵ نفری به تظاهرات مسلحانه و خشونت‎آمیز در خیابانها وامی ‌داشت تا مردم به آنها بپیوندند و نظام را سرنگون کنند؟؟!! از جمله این عملیات، تظاهرات مسلحانه ۵ مهر ۱۳۶۰ بود که تعدادی از اعضا و هواداران به‎ طور مسلحانه در تظاهراتی در چند نقطه تهران شرکت کردند.

توهم «قیام توده ای از نوع ۲۲ بهمن ۵۷» با حمایت تیم های مسلح «مجاهدین» در پنجم مهر سال ۱۳۶۰ تلاشی نافرجام دیگری از سوی رجوی برای جبران  شکست ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ بود.

رجوی معتقد بود «مجاهدین» به حدی از توان نظامی رسیده اند که بتوانند در شرایطی مساوی با دولت نوپای انقلاب دسته پنجه نرم کرده و  «قیام»  دیگری را در دل انقلاب ۵۷ پدید آورند.

رجوی در جمعبندی یکساله از فعالیت های این سازمان در  ارتباط با ماجراجویی ۵ مهر سال ۶۰ و به خیابان کشاندن جوانان و دانش آموزان بی گناه که منجر به کشته شدن تعدادی از آنان گردید اشاره کرده و می گوید: «…اما با این همه، علیرغم اینكه از سى ام خرداد به بعد براى ما روشن بود كه آن الگو و سقوط شاه لااقل در این مقطع دیگر قابل تكرار نیست، ولى باز هم تست كردیم و آزمایش كردیم…».

شکست ماجراجویی رجوی در «تظاهرات مسلحانه» ۵ مهر سال ۱۳۶۰ سازمان را در یک بحران عمیق خطی – استراتژیک فرو برد و زمینه ساز شکست های بعدی برای رجوی در عرصه نظامی و نیرویی گردید.  دستگیری تعداد زیادی از نیروهای تشکیلاتی در «بخش اجتماعی» و ضربات مهلک به پایگاههای نظامی سازمان،  هواداران این گروه را دچار یأس و ناامیدی کرد.

بدین ترتیب «مجاهدینی» که  محصول یک دوره تاریخی استثنائی در تحولات سیاسی ایران بودند، از ۵ مهر سال ۱۳۶۰ به این سو به جای قبول شکست در تمامی عرصه های نظامی، سیاسی و اجتماعی، به تحلیل آنچه که «بحران‌های اقتصادی»، «بی آینده شدن» و «سقوط قریب‌الوقوع » رژیم نامیده می شد پرداخت. تا با حذف صورت مسئله و سرپوش گذاشتن بر اشتباه تاریخی رجوی بعنوان رهبری متوهم و بلندپراز در اعلام جنگ مسلحانه در سی خرداد سال ۶۰، ذهن هواداران و اعضای سازمان را از انفعال فراگیر و آغاز نابودی «مجاهدین» دور کند. روندی که بعد از گذشت ۳۸ سال شکست در طراحی و اجرای انواع  توطئه ها سیاسی، استراتژی های مسلحانه و روش های غیر انسانی در جذب نیرو، که به بهای جان انسانهای بیشمار و از هم پاشیدن کانون بسیاری از خانواده ها از قلب تهران تا بیابانهای آلبانی ختم گردید، همچنان ادامه دارد

  • نویسنده : سعید پارسا
  • منبع خبر : سایت راه نو