طلوع و غروب یک زندگی:آتش بس جنگ ایران و عراق و عملیات موسوم به «فروغ جاویدان» ۲۶ بهم ۱۳۹۹

خاطرات
طلوع و غروب یک زندگی:آتش بس جنگ ایران و عراق و عملیات موسوم به «فروغ جاویدان»

تخلیه زرهی های کهنه و از رده خارج شده عراقی به قرارگاه اشرف جهت تعمیر و ترکیب آنها با وانت بارهای شخصی خریداری شده از بازار بغداد که بر روی آنها تیربارهای سبک و سنگین نصب شده بود، فهم و شعور پائین فرماندهی و نظامی گری رجوی را از یک سو و اوج درماندگی و فلاکت سیاسی و استراتژیک او را از سوی دیگر نشان میداد.

بایگانی‌های خاطرات - راه نو رسانه ای برای افشای ماهیت فرقه ای سازمان مجاهدین خلق
طلوع و غروب یک زندگی: آغاز  نشست های موسوم به « انقلاب ایدئولوژیک » در پایگاه « جلیلی » ۱۲ آبا ۱۳۹۹
خاطرات

طلوع و غروب یک زندگی: آغاز نشست های موسوم به « انقلاب ایدئولوژیک » در پایگاه « جلیلی »

با شرکت در نشست های موسوم به «انقلاب ایدئولوژیک» متوجه شدم هدف این جلسات، تحمیل و جا انداختن مسعود رجوی بعنوان «رهبر عقیدتی» در ذهن کلیه اعضاء سازمان از بالا تا پایین است. ضمن اینکه دادن رده تشکیلاتی جدید برای اعضای سازمان نیز ، منوط به عبور آنان از این انقلاب با کلید واژه بی آبرو ساختن خود، حتی به دروغ و ستایش از رجوی و قرار دادن وی در ردیف امامان معصوم می باشد.

طلوع و غروب یک زندگی: استان سلیمانیه عراق–منطقه مرزی «صفرا»- پایگاه جلیلی ۱۲ مهر ۱۳۹۹
خاطرات

طلوع و غروب یک زندگی: استان سلیمانیه عراق–منطقه مرزی «صفرا»- پایگاه جلیلی

قبل از اعزام به عراق، و در همان کشور ترکیه تمامی مدارک تحصیلی، تمامی پولی که بعنوان پس انداز به همراهم داشتم، گواهینامه بین المللی، کارت اقامت و حتی کارت اتوبوسم را از من گرفتند. بهنگام ورود به فرودگاه بغداد هم پاسپورت جعلی و سایر مدارکی که بهنگام پرواز به بغداد همراهم بود گرفته شد. دادن نام مستعار به اعضای جدید الورود به عراق گام بعدی سازمان در هویت زدایی افراد بود.

خاطرات آقای نادر مهدی پناه عضو پیشین «مجاهدین»-قسمت سوم و پایانی: فرار از اشرف و پناهنده شدن به نیروهای آمریکایی ۰۲ مهر ۱۳۹۹
خاطرات

خاطرات آقای نادر مهدی پناه عضو پیشین «مجاهدین»-قسمت سوم و پایانی: فرار از اشرف و پناهنده شدن به نیروهای آمریکایی

ما هفته ای یکبار برای کار جمعی به بیرون از مقر می رفتیم. مثلا جهت کار در پارک یا مسجد و یا فروشگاه و غیره. یک روز همراه با چند نفر جهت انجام کارهایی به پارک رفتیم و در همین تردد فرار کرده و خودم را به نیروهای آمریکایی تحویل دادم.

خاطرات آقای نادر مهدی پناه عضو پیشین «مجاهدین»-قسمت دوم:خروج غیرقانونی از کشور و رفتن به شهر سلیمانیه عراق ۱۵ شهر ۱۳۹۹
خاطرات

خاطرات آقای نادر مهدی پناه عضو پیشین «مجاهدین»-قسمت دوم:خروج غیرقانونی از کشور و رفتن به شهر سلیمانیه عراق

زمانی که به قرارگاه اشرف منتقل شدم هرگز نمی دانستم کجا هستم و چرا آمده ام خلاصه با کوله باری از غم و اندوه و در سردرگمی کامل به سر می بردم و تمام آمال و آرزوهایم بر باد رفته می دیدم. در ورودی این قلعه نوشته بودند شهر اشرف، ولی خبری از شهر نبود جایی بود سوت و کور و دور از شهر و آبادی که تمام آدمهای آن افسرده و پژمرده بودند.

آقای نادر مهدی پناه عضو پیشین «مجاهدین» از جهنم رجوی می گوید ۳۰ مرد ۱۳۹۹
خاطرات

آقای نادر مهدی پناه عضو پیشین «مجاهدین» از جهنم رجوی می گوید

تصمیم اشتباهی که در زندگی ام گرفتم این بود که گفتم اگر از کشور خارج شوم می توانم به زندگی رویایی خودم برسم و به چیزهایی که در دنیای واقعی به آن نرسیده بودم و به صورت عقده تو دلم مونده بود. ولی روزگار خلاف خواسته ما ورق خورد خلاصه بعد از تحمل سه چهار سال جدایی از نامزدم به طور ناگهانی از مرز ایران و عراق از کشور خارج شدم . . .

طلوع و غروب یک زندگی: انتقال به کشور عراق با نام مستعار « منطقه مرزی » ۰۱ مرد ۱۳۹۹
خاطرات

طلوع و غروب یک زندگی: انتقال به کشور عراق با نام مستعار « منطقه مرزی »

سالها بعد که وارد سیستم های اطلاعاتی سازمان شدم تازه فهمیدم چرا برخی از کشورهای منطقه یکسری امکانات را در اختیار مجاهدین قرار می دهند. آنها در ازای دریافت اخبار و اطلاعات ایران از مجاهدین امکانات استقراری، اقامتی و برخی تسهیلات تردد و . . . را در اختیار آنان قرار می دهند. در این میان کشور ترکیه هم از جمله کشورهایی بود که از وطن فروشی های مجاهدین منافع زیادی را می برد.

خاطرات سعید باقری دربندی از شکنجه گاه اشرف در خاک عراق – قسمت دوم ۱۸ تیر ۱۳۹۹

خاطرات سعید باقری دربندی از شکنجه گاه اشرف در خاک عراق – قسمت دوم

در سال 75 بخاطر دوست داشتن یک دختر که در سازمان ممنوع ترین کار بود من را تا جائی که می توانستند فحش داده و تحقیر می کردند . در خیلی از کارها شرکت نداده و در جمع با فحش دادن و تحقیر، شخصیت ام را خُرد می کردند.

سعید دربندی عضو پیشین مجاهدین از زندان اشرف در عراق می گوید-قسمت اول ۲۵ خرد ۱۳۹۹

سعید دربندی عضو پیشین مجاهدین از زندان اشرف در عراق می گوید-قسمت اول

زمانیکه من وارد سازمان شدم 17 سالم بود و ازدواج هم نکرده بودم. ولی مسئولین «مجاهدین» مرا مجبور می کردند تا دخترانی که در ایران می شناختم را در ذهنم طلاق بدهم. آنها می گفتند این حرف رهبری است. یا باید اطاعت کنی و یا باید بمیری!

طلوع و غروب یک زندگی: « انقلاب ایدئولوژیک » – جلسات توجیهی و اعزام نیرو به خاک عراق ۱۷ خرد ۱۳۹۹
خاطرات

طلوع و غروب یک زندگی: « انقلاب ایدئولوژیک » – جلسات توجیهی و اعزام نیرو به خاک عراق

شاید رجوی با انقلاب ایدئولوژیک اهداف نهان مهم‌تری را نیز دنبال می‌کرد. در یک نگاه به گذشته و بازنگری در این رویداد و تحولات پس از آن، شاید بتوان آن را نوعی زمینه‌سازی برای سلطهٔ مطلق و به ویژه استیلای فکری و ایدئولوژیک مسعود رجوی بر تمامیت سازمان مجاهدین دانست. تا مسیر اجرای تصمیم وی برای انتقال مرکزیت سازمان به داخل کشور عراق را هموار ساخته و کسی جرات مخالفت نداشته باشد.

طلوع و غروب یک زندگی : « انقلاب ایدئولوژیک » ـ تحولات سالهای ۱۳۶۳ و ۱۳۶۴ ۲۰ ارد ۱۳۹۹
خاطرات

طلوع و غروب یک زندگی : « انقلاب ایدئولوژیک » ـ تحولات سالهای ۱۳۶۳ و ۱۳۶۴

دلیل دیگری که متحدین « مجاهدین » را در شورا مضطرب ساخت و بیان آن در قسمت قبلی مغفول ماند دیدار مسعود رجوی با طارق عزیز معاون نخست وزیر وقت عراق در 19 دیماه سال 1361 در پاریس بود. دیداری که مسعود رجوی آن را نقطه عطف سیاسی در تاریخ جنگ عراق و ایران نامید. چرا که انتقال مقر « مجاهدین » به عراق را در سالهای آتی هموار می کرد.