خاطرات جداشدگان؛ نشست های «غسل هفتگی» در فرقه تروریستی مجاهدین ۱۶ ارد ۱۴۰۳

خاطرات خاطرات جداشدگان؛ نشست های «غسل هفتگی» در فرقه تروریستی مجاهدین

فرقه رجوی منحصربقردترین گروه در تاریخ معاصر است که این چنین در تمامی ابعاد و به ضد انسانی ترین مشکل روح و روان و جسم اعضای خود را به بند کشیده و آنان را استثمار می کند.

بایگانی‌های جداشده ها - راه نو رسانه ای برای افشای ماهیت فرقه ای سازمان مجاهدین خلق
طلوع و غروب یک زندگی – حضور نیروهای آمریکایی در قرارگاه اشرف و فضای باز تشکیلاتی ۰۵ مهر ۱۴۰۲

طلوع و غروب یک زندگی – حضور نیروهای آمریکایی در قرارگاه اشرف و فضای باز تشکیلاتی

رفتار سازمان با خانواده ها واقعاً در تاريخ به یاد ماندني است . سازماني كه هميشه كلمه «خلق» را در نام و آرم سازمان براي خودش يدك ميكشيد حال به روزي افتاده بود كه همين خلق را مزدور و دشمن خود خطاب می کرد.

طلوع و غروب یک زندگی – انواع مهمانی ها برای اهالی منطقه، ساخت مسجد ۰۷ شهر ۱۴۰۲
خاطرات

طلوع و غروب یک زندگی – انواع مهمانی ها برای اهالی منطقه، ساخت مسجد

پس از سقوط صدام حسین وقتی که مجاهدین در پی جذب و میهمانی دادن به شهروندان شهر "بعقوبه" و "خالص" برآمدند و تعدادی روحانی عراقی نیز در این مهمانی ها حضور پیدا كردند، در همین رفت آمد ها بود كه روحانیون عراقی از مجاهدین پرسیده بودند ؛" چگونه مسلمانی هستید که طی 20 سال اقامت در خاک عراق نه روحانی دارید و نه مسجد؟! نمازتان را کجا می خوانید؟ نماز جمعه را چگونه برگزار می کنید؟ و انبوه سؤالات دیگر كه مسلمان بودن مجاهدین را زیر علامت سؤال می بردند.

روایت زینب حسین نژاد از کشته شدن مادرش در فروغ جاویدان – قسمت دوم ۱۹ مرد ۱۴۰۲

روایت زینب حسین نژاد از کشته شدن مادرش در فروغ جاویدان – قسمت دوم

قسمت دوم از فصل «مرداد داغ ۶۷» در کتاب بی نام و نیمه تمام: آنقدر گرم کش بازی و یه قل دو قل بودیم که نفهمیدیم چند روز از مرداد گذشته است، فقط نمی خواستیم تعطیلات تابستون تموم بشه و دوباره سر کلاس بریم…. قل اول، قل دوم … سوم … باید به مرحله عروس […]

روایت زینب حسین نژاد از کشته شدن مادرش در فروغ جاویدان – قسمت اول ۱۷ مرد ۱۴۰۲
خاطرات

روایت زینب حسین نژاد از کشته شدن مادرش در فروغ جاویدان – قسمت اول

هواپیما که بلند شد هیجان پرواز چنان در وجودم جیغ می زد که احساس میکردم هیچ چیز در این دنیا نمیتواند زیباتر از آن باشد، کنار پنجره بودم، تمام شهر، خانه ها، رود سن و برج ایفل هر لحظه در افق دیدم کوچکتر و شبیه اسباب بازی میشدند. مامان مشغول انگلیسی حرف زدن با دختر بچه ای در صندلی کناری بود….. سرم را روی پایش گذاشتم و خوابیدم. چشمم را که باز کرد، توده باد گرمی به صورتم خورد….. کجاییم؟ فرود را از دست داده بودم؟ با خود فکر کردم موتور هواپیماست.

طلوع و غروب یک زندگی – شورش و فرار نیروهای پذیرشی از قرارگاه اشرف ۱۵ مرد ۱۴۰۲
خاطرات

طلوع و غروب یک زندگی – شورش و فرار نیروهای پذیرشی از قرارگاه اشرف

شورش نیروهای پذیرشی و آتش زدن وسایل و بدست گرفتن کنترل مقرات و بیرون کردن مسئولین مجاهدین محل استقرار خود، تف سربالای دیگری بر ریش و ریشه رجوی و ایدئولوژی خود ساخته وی بود. که نهایتا با ورود نیروهای آمریکائی و انتقال همه این افراد به کمپ (تیف) پایان یافت.

طلوع و غروب یک زندگی – تغییر نام قرارگاه اشرف به شهر اشرف و ایجاد مرکز خرید برای نیروهای آمریکایی! ۱۷ تیر ۱۴۰۲
خاطرات

طلوع و غروب یک زندگی – تغییر نام قرارگاه اشرف به شهر اشرف و ایجاد مرکز خرید برای نیروهای آمریکایی!

مسلما مجاهدین هدف خاصی را از تغییر نام قرارگاه اشرف به شهر اشرف دنبال میکرد که بقیه از آن بی خبر بودند. رجوی می دانست که در آینده نزدیک مجبور به ترک خاک عراق خواهد بود لذا سعی می کرد قرارگاه اشرف را به بعنوان یک شهر به آمریکایی ها و دولت جدید عراق قالب کند تا شاید بلحاظ حقوقی مانع از خروج مجاهدین از خاک عراق شود.

طلوع و غروب یک زندگی – میهمانی برای نیروهای آمریکایی– یک شب خاطره انگیز در قرارگاه اشرف ۲۰ خرد ۱۴۰۲
خاطرات

طلوع و غروب یک زندگی – میهمانی برای نیروهای آمریکایی– یک شب خاطره انگیز در قرارگاه اشرف

بوفه هاي كار گذاشته شده در پارک اشرف پر از مواد غذايي بود. فروشندگان بوفه ها مجاهديني بودند كه روزگاری آمريكا را دشمن خلق ها ميدانستند و بارها سرود «نبرد با آمریکا» را با خود زمزمه کرده بودند ولی حال که کشتی مبارزه شان توسط رجوی در بیابانهای عراق به گِل نشسته بود بايد لباس محلی پوشيده و هنگام خريد سربازان آمریکایی از اين بازارچه ها براي شاد كردن آنها شكلك در مي آورند.

رازهایی از درون فرقه تروریستی مجاهدین؛ بلاهایی که بر سر زنان آورده می شود ۰۹ خرد ۱۴۰۲
خاطرات

رازهایی از درون فرقه تروریستی مجاهدین؛ بلاهایی که بر سر زنان آورده می شود

بیرون کشیدن افکار خصوصی و اعتراف گیری قلب و ذهن و روح یک فرد، و متعاقبا حملات شدید روانی به فرد نقض کننده، مثل فحاشی، تف، فریاد زدن به صورت جمعی روی یک زن بی دفاع بدون حق داشتن وکیل و حق دفاع از خود، حرکتی رذیلانه، غیرانسانی، ضد زن و خلاف حقوق بشر و نوعی شکنجه شدید روانی بود.

طلوع و غروب یک زندگی – قرارگاه اشرف با ارباب جدیدی به نام  آمریکا ۱۳ ارد ۱۴۰۲
خاطرات

طلوع و غروب یک زندگی – قرارگاه اشرف با ارباب جدیدی به نام  آمریکا

قرارگاه اشرف شرايط خاصي داشت . سقوط صدام حسین و حضور نيروهاي آمريكايي در قرارگاه اشرف و مجاهدين بدون سلاح و متمركز شده در تنها قرارگاه باقي مانده، كلاً وضعيت جديدي را بوجود آورده بود كه از هر حيث با شرايط قبلي متفاوت بود .

طلوع و غروب یک زندگی –  بهار ۱۳۸۲ – جمع آوری زرهی های بجا مانده از  ارتش عراق توسط مجاهدین ۱۴ فرو ۱۴۰۲
خاطرات

طلوع و غروب یک زندگی –  بهار ۱۳۸۲ – جمع آوری زرهی های بجا مانده از  ارتش عراق توسط مجاهدین

وجود زرهی های مختلف در گوشه و کنار منطقه از جمله تانک های تی 72 ، سازمان را وسوسه می کرد تا به دنبال آنها برود . این مسئله چندین بار موضوع بحث در ستاد فرماندهی بود و نهایتا صدیقه حسینی فرمانده قرارگاه علوی توافق ستاد فرماندهی را برای جمع آوری این زرهی ها را گرفت .