طلوع و غروب یک زندگی: آموزش ها و مانورهای نظامی مجاهدین در سال ۱۳۷۲ ۰۷ دی ۱۴۰۰

خاطرات
طلوع و غروب یک زندگی: آموزش ها و مانورهای نظامی مجاهدین در سال ۱۳۷۲

اصلی ترین موضوع کار ارتش رجوی آموزش بود. در همین راستا ستاد آموزش نیز به شدت دنبال برنامه ریزی آموزشی در سطح ارتش بود و تمامی این آموزش ها زیر نظر افسران ستادی و زرهی عراق صورت می گرفت که روزانه چندین افسر و فرمانده عراقی در قرارگاه اشرف مشغول آموزش به نیروهای رجوی بودند.

بایگانی‌های جداشده ها - راه نو رسانه ای برای افشای ماهیت فرقه ای سازمان مجاهدین خلق
مستند در دام فریب مجاهدین، قسمت اول: افشین جعغرزاده ۰۳ آبا ۱۴۰۰
خاطرات

مستند در دام فریب مجاهدین، قسمت اول: افشین جعغرزاده

تهدیدات پنهان و نرم و در مقاطعی البته سخت واقعیّتی است که پیوسته اعضای گرفتار در فرقه رجوی در اشکال مختلف در درون سازمان با آن دست به گریبان بوده و هرکس به شکلی آثار آنرا با خود به همراه دارد. زندان و شکنجه، قتل، تحقیر در مقابل جمع، محاکمات غیر انسانی، تحمیل خودکشی به اعضای ناراضی و . . . از انواع این تهدیات محسوب می شود.

طلوع و غروب یک زندگی – مردان با سابقه با «انقلاب ایدئولوژیک» رجوی به زیر کشیده می شوند. ۱۷ مهر ۱۴۰۰
خاطرات

طلوع و غروب یک زندگی – مردان با سابقه با «انقلاب ایدئولوژیک» رجوی به زیر کشیده می شوند.

شکست رجوی در پشبرد استراتژی «آرتش آزادیبخش» و عقب ماندن از تحولات سیاسی ایران که در قسمت های بعدی بیشتر توضیح خواهم داد، از یک سو و تولید کارهای کاذب برای سرگرم کردن نیروها که انرژی زیادی از تشکیلات می گرفت، از سوی دیگر، همگی سران فرقه را به این نتیجه رساند که باید سرگرمی جدیدی در حوزه ایدئولوژی فرو برنده اش ایجاد شود.

خاطرات یک جداشده: عباس مدرسی فر می گفت: رجوی از ما مشتی تروریست و خائن به وطن ساخت. ۰۳ مهر ۱۴۰۰

خاطرات یک جداشده: عباس مدرسی فر می گفت: رجوی از ما مشتی تروریست و خائن به وطن ساخت.

با آقای مدرسی فر در عراق آشنا شده بودم و او را از نزدیک می شناختم. عباس علیرغم سابقه زیادش که به زمان شاه بر می گشت، هرگز در رده های بالای تشکیلاتی مجاهدین قرار نگرفت. وی بشدت با رجوی و سازمان او در عراق زاویه داشت و روش مبارزه او بویژه انقلاب ایدئولوژیک را قبول نداشت.

طلوع و غروب یک زندگی – تناقضات و اندیشه های جنسی، ضد انسانی ترین نوع تحقیر و اسارت انسان در فرقه رجوی ۲۷ شهر ۱۴۰۰
خاطرات

طلوع و غروب یک زندگی – تناقضات و اندیشه های جنسی، ضد انسانی ترین نوع تحقیر و اسارت انسان در فرقه رجوی

رجوی با این بند، علاوه بر جلسات تفتیش عقیده در حیطه کار و مسئولیت و سیاست و نظامت که «عملیات جاری» خوانده میشد، نشست های «غسل هفتگی» یعنی اعتراف به گناهان جنسی که تنها در حیطه تفکر و نه عمل وجود داشته راه اندای کرد.

طلوع و غروب یک زندگی – زنان در حرمسرای رجوی با ترفند «محرمیت ایدئولوژیکی» ۰۶ شهر ۱۴۰۰

طلوع و غروب یک زندگی – زنان در حرمسرای رجوی با ترفند «محرمیت ایدئولوژیکی»

با افشاگریهای خانم بتول سلطانی عضو شورای رهبری مجاهدین مشخص شد، تنها کسانی می توانستند عضو این شورا شوند که به همبستری با مسعود رجوی تن می دادند. بنابراین تا مقطع تابستان سال 1372 که تعداد 12 زن بعنوان عضو «شورای رهبری» و 12 نفر هم بعنوان کاندید توسط مسعود رجوی معرفی شدند نشاندهنده این بود که رجوی تا آن مقطع به 12 زن نگونبخت تجاوز جنسی کرده و بقیه نیز در نوبت تجاوز بودند تا بعدا رده آنها هم به عضو شورای رهبری ارتفاء یابد.

طلوع و غروب یک زندگی–حمله صدام به کویت، فرار از سقوط و ادامه بند های «انقلاب ایدئولوژیک» ۱۳ مرد ۱۴۰۰
خاطرات

طلوع و غروب یک زندگی–حمله صدام به کویت، فرار از سقوط و ادامه بند های «انقلاب ایدئولوژیک»

مجاهدین از سوی ارتش صدام ماموریت یافتند که مانع از تهاجم گسترده نیروهای کُردی از منطقه شمال به سمت بغداد و سقوط آن شوند. چرا که این منطقه خالی از نیروهای ارتش صدام بود. بدین ترتیب نیروهای مجاهدین مستقر در منطقه کفری با تجهیزات کامل و در اوج غافلگیری، محورهای منتهی به بغداد از مسیر شهر خالص را به تصرف خود درآورده و با مردم و نیروهای کردی درگیر شدند.

دل نوشته های یک عضو جدا شده از فرقه رجوی: زمانیکه در مجاهدین بودم ، آزادی در حد یک کودک ۵ ساله را می خواستم. ابلیس بر جسم و جانم رخنه کرد. ۰۹ مرد ۱۴۰۰
خاطرات

دل نوشته های یک عضو جدا شده از فرقه رجوی: زمانیکه در مجاهدین بودم ، آزادی در حد یک کودک ۵ ساله را می خواستم. ابلیس بر جسم و جانم رخنه کرد.

ممکن است به این جمله من بخندید اگر بگویم بعد از چند دهه عمر ، فقط دنبال آزادی در حد یک کودک پنج ساله بودم. آنان حصارهایی در ذهن من ساختند که عبور از آنها سخت از هر حصار فیزیکی بود.

طلوع و غروب یک زندگی-«طلاق ایدئولوژیک» ۲۶ تیر ۱۴۰۰
خاطرات

طلوع و غروب یک زندگی-«طلاق ایدئولوژیک»

هدف بالاتر رجوی از بحث «انقلاب ایدئولوژیک» تشکیل حرمسرایی به شکل شاهان قاجار بود. که در مجاهدین از آن تحت عنوان «شورای رهبری» نام برده می شد. هرگز در مخیله کسی نمی گنجید که این مردک بیمار چگونه برای ساختن آن حرمسرای رویایی خود؛ قدم به قدم خانواده ها را از هم می پاشید، خانه دل هایشان را ویران و فرزندانش را به اقصاء نقاط جهان تبعد می کرد تا مسیر خواسته های شیطانی خود را هموار سازد.

طلوع و غروب یک زندگی: انتصاب مریم عضدانلو به مسئول اولی مجاهدین توسط رجوی ۲۵ خرد ۱۴۰۰
خاطرات

طلوع و غروب یک زندگی: انتصاب مریم عضدانلو به مسئول اولی مجاهدین توسط رجوی

رجوی نياز به بحرانی داشت که همه مشکلات تشکیلاتی سازمان وی را تحت الشعاع خود قرار دهد. از یک طرف باید شکست در فروغ جاویدان را توجیه می کرد، از سویی دیگر مسئله ای به نام خانواده را باید حل می کرد و به انبوه اعضاي مجرد چاره اي مي انديشيد و از سویی دیگر به بحث آنچه که آنرا «سرنگونی» می نامید و هنوز محقق نشده بود، پاسخ می داد.

طلوع و غروب یک زندگی–از بعد عملیات «فروغ جاویدان» تا مهر سال ۱۳۶۸ ۰۲ خرد ۱۴۰۰
خاطرات

طلوع و غروب یک زندگی–از بعد عملیات «فروغ جاویدان» تا مهر سال ۱۳۶۸

بعد از شکست عملیات فروغ، مسعود رجوی شخصا در نشست عمومي اعلام كرد: اگر کسی دختر عمو یا دختر خاله دارد و یا هر کسی را که در داخل ایران می شناسد و تمایل دارد با او ازدواج کند به سازمان بگوید تا در جهت آوردن آنها اقدام شود. این ترفند رجوی نه از سر دلسوزی به نیروهای مجرد داخل تشکیلات، بلکه اوج فریبکاری وی بود تا در مقطعی که سازمان انبوهی کشته داده و کسی هم از داخل کشور به این فرقه نمی پیوست با این ترفند صاحب نیرو شود.