رضا غفارزاده : دایی ام داریوش فتاحیه گروگان فرقه رجوی در آلبانی است ۲۴ تیر ۱۴۰۳

گفتگو رضا غفارزاده : دایی ام داریوش فتاحیه گروگان فرقه رجوی در آلبانی است

آقای رضا غفارزاده هم ضمن تشکر از فعالیت های انجمن نجات آلبانی بعنوان نماینده تمامی خانواده های دردمند ابراز امیدواری کردند هرچه زودتر تمامی عزیزانمان از اسارت فرقه ضد انسانی و ضد دینی رجوی آزاد شوند.

بایگانی‌های استانی - راه نو رسانه ای برای افشای ماهیت فرقه ای سازمان مجاهدین خلق
نامه آقای جعفر کیهان به ادی راما نخست وزیر آلبانی ۲۲ ارد ۱۴۰۳
نامه ها و پیام ها

نامه آقای جعفر کیهان به ادی راما نخست وزیر آلبانی

ارسال نامه های متعدد توسط اینجانب به ارگان های بین المللی طی سالهای گذشته و انتشار پیام های ویدئویی به امید اینکه روزی آنها به دست برادرم برسد از جمله اقدامات اینجانب برای ایجاد ارتباط با برادرم صادق و نهایتا دیدار با وی بوده است .

رضا سعادت و ۳۶  سال انتظار برای دیدار فرزندش فرهاد سعادت ۱۲ ارد ۱۴۰۳
گفتگو

رضا سعادت و ۳۶  سال انتظار برای دیدار فرزندش فرهاد سعادت

آقای رضا سعادت از انجمن نجات آلبانی خواستند تا بهر طریق ممکن به گوش فرهاد برسانند که خانواده اش او را فراموش نکرده است و تا لحظه ای که جان در بدن دارند آزادی او را از زندان مجاهدین از مسئولین دولت جمهوری اسلامی ایران ، همچنین در سطح بین المللی مطالبه خواهند کرد.

نامه آقای ناصر اکبری چیانه به مقامات دولت آلبانی ۰۱ ارد ۱۴۰۳

نامه آقای ناصر اکبری چیانه به مقامات دولت آلبانی

یوسفعلی اکبری چیانه یکی از فریب خوردگانی است که با شعار آزادی و میهن پرستی به این گروه جذب شد. اما بعد از مدت کوتاهی متوجه شد در میان گروهی هست که هم جاسوسی می کند و هم ترور می کند و هم با دشمنان ایران همکاری می کند.

نامه آقای حکمعلی نورعبادیان برادر قوچعلی نورعبادیان به نخست وزیر آلبانی ۱۸ فرو ۱۴۰۳
نامه ها و پیام ها

نامه آقای حکمعلی نورعبادیان برادر قوچعلی نورعبادیان به نخست وزیر آلبانی

آقای قوچعلی نورعبادیان متولد ۱۳۳۹ و اهل شهر میاندوآب است وی از سال ۱۳۶۰ گرفتار فرقه رجوی است. و اکنون چهل و سه سال است که خانواده وی بدنبال ایجاد ارتباط و رهایی وی از دست فرقه رجوی هستند.

نامه آقای مختارعلی جمالی به برادرش محمدعلی جمالی در اردوگاه مانز آلبانی ۰۸ فرو ۱۴۰۳
نامه ها و پیام ها

نامه آقای مختارعلی جمالی به برادرش محمدعلی جمالی در اردوگاه مانز آلبانی

از تمامی عزیران رها شده از دست فرقه مجاهدین مستقر در آلبانی بویژه انجمن نجات آلبانی که به برادر من دسترسی دارند خواهشمندم تصاویر و پیام مرا به برادر دلبندم محمد علی جمالی برسانند.

پیام نوروزی حکمعلی نورعبادیان به قوچعلی نورعبادیان در اردوگاه مانز آلبانی ۰۷ فرو ۱۴۰۳
نامه ها و پیام ها

پیام نوروزی حکمعلی نورعبادیان به قوچعلی نورعبادیان در اردوگاه مانز آلبانی

امیدوارم سال جدید ، سال آزادی و بازگشت تو و دیگر کسانی که در دام این فرقه افراطی و خشونت طلب اسیرند، به آغوش گرم خانواده هایشان باشد.

خانم مهناز سپه پور مسئول تشکل مادران استان آذربایجان غربی روز جهانی زن را به بانوان انجمن نجات آلبانی تبریک گفتند. ۲۰ اسف ۱۴۰۲
نامه ها و پیام ها

خانم مهناز سپه پور مسئول تشکل مادران استان آذربایجان غربی روز جهانی زن را به بانوان انجمن نجات آلبانی تبریک گفتند.

طلاق اجباری زنان از شوهرانشان، تشکیل حرمسرا و اجبار زنان به همبستری با مسعود رجوی، در آوردن رحم زنان، زندان و شکنجه و قتل زنان ناراضی از جمله فجایع درون تشکیلات مجاهدین طی دهه های گذشته محسوب می شود.

استمداد خانواده کولبر سردشتی برای نجات رسول شخصی زاده از اسارت فرقه رجوی ۱۹ اسف ۱۴۰۲
گفتگو

استمداد خانواده کولبر سردشتی برای نجات رسول شخصی زاده از اسارت فرقه رجوی

مجید شخصی زاده: بزرگترین درد ما و خانواده ام این است که برادرم رسول هرگز فرد سیاسی نبوده و در حین کولبری در سن بیست سالگی در منطقه مرزی سردشت بهمراه تعداد دیگری از دوستانش بدست نیروهای «خبات» که برای ارتش صدام مزدوری می کردند دستگیر و به مجاهدین فروخته شدند.

گردهمایی تعدادی از اعضای پیشین مجاهدین در دفتر انجمن نجات ارومیه ۱۲ اسف ۱۴۰۲
گردهمایی

گردهمایی تعدادی از اعضای پیشین مجاهدین در دفتر انجمن نجات ارومیه

تشکیل انجمن نجات آلبانی خبری بود که تک تک افراد حاضر در این گردهمایی حمایت خود را از آن اعلام کردند و با توجه به تجربه حضور در مجاهدین مطمئن بودند که این انجمن می تواند انگیزه کافی در بین افراد ناراضی و خواهان جدایی در اردوگاه این فرقه در آلبانی بوجود آورده و به نقطه امید آنان در رهایی تبدیل گردد.

اسرای جنگ ایران و عراق از شکنجه در اردوگاه اشرف می گویند. ۰۱ اسف ۱۴۰۲
گفتگو

اسرای جنگ ایران و عراق از شکنجه در اردوگاه اشرف می گویند.

ابراهیم پاد: شکنجه گران مجاهدین مفصل با چوب ما را کتک می زدند که در حین همین کتک کاری ها سرم بشدت زخمی شد و شکست. ولی آنها با سنگدلی تمام بدون توجه به آن به شکنجه هایشان ادامه می دادند. یکبار هم دستم را پیچانده و شکستند که هنوز هم از عوارض آن رنج می برم. یا با لگد روی دندانم زدند و آنرا شکستند.