سالهاست که مریم رجوی بمناسبت میلاد حضرت مسیح(علیه السلام) و آغاز سال نو پیام هایی به مسیحیان کشورمان ایران و البته پیروان مسیح در سراسر جهان می دهد. ؟!! اما  هرگز این پیام ها باعث نشده است که مناسبات به شدت فرقه ای  و ارتجاعی این گروه از دید  ایرانیان ، همچنین  کارشناسان  گروه های […]

سالهاست که مریم رجوی بمناسبت میلاد حضرت مسیح(علیه السلام) و آغاز سال نو پیام هایی به مسیحیان کشورمان ایران و البته پیروان مسیح در سراسر جهان می دهد. ؟!!

اما  هرگز این پیام ها باعث نشده است که مناسبات به شدت فرقه ای  و ارتجاعی این گروه از دید  ایرانیان ، همچنین  کارشناسان  گروه های فرقه ای پنهان بماند.

انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین با هفت بند آن،  که یک مسیر  انحرافی از آنچه که اسلام  واقعی و محمدی نامیده می شود،   شاکله و ستون فقرات ساختار تشکیلاتی مجاهدین در کادر یک گروه فرقه ای با اندیشه های ارتجاعی ولی به ظاهر چپ نمایانه را  تشکیل می دهد.

علیرغم چنین وضعیت  خراب ایدئولوژیکی که هیچ راه خلاصی از آن جز با نابودی سران چنین فرقه ای میسر نیست ، مریم رجوی همچنان در حال فریبکاری و تلاش برای به انحراف کشاندن  افکار عمومی مردم ایران و سیاست مداران بین المللی از مناسبات فرقه ای این گروه است.

همه جداشدگان از تشکیلات مجاهدین بویژه آنهایی که در دین و آئین مجاهدین نبودند و از مذاهب دیگر ، مثل مسیحیت و . . . پیروی می کردند با  بدترین سرکوب های تشکیلاتی مواجه می شدند.

در بخشی از پیام مریم رجوی که  بمناسبت میلاد مسیح و آغاز سال نو مسیحی در سایت های وابسته به این گروه در سوم دیماه ۹۷ درج گردیده ، آمده است:

« . . . او پیامبر هم‌دردی و دوستی است. می‌گفت:‌ هرگاه که به‌یاری کوچک‌ترین برادرم برخاستید، انگار به ‌من کمک کرده‌اید.

مسیح راه و رسمی را نشان ‌داد که در آن انسان با پرداخت‌گری و فدا کردن خود به‌ خاطر دیگران ممتاز می‌شود. می‌گفت: همدیگر را دوست داشته باشید همان‌طور که من، شما را دوست دارم.

هیچ عشقی بزرگ‌تر از آن نیست که به‌خاطر دیگران زندگی خود را فدا کنیم . . . »

بنظر میرسد مریم رجوی عمدا  سعی کرده است دیگر خصوصیات حضرت مسیح(علیه السلام) که می تواند برای تشکیلات خود مجاهدین دردساز شود را فراموش کرده است.

سراسر کتاب انجیل از رفتار محبت آمیز، حتی نسبت به دشمنان، موج می زند و از نظر حضرت مسیح(علیه السلام)، آنچنان که در متون موجود به ایشان نسبت داده شده، احسان باید شامل دشمنان نیز بشود: «عیسی گفت: شنیده اید که به اولین گفته اند: همسایه خود را محبت نما و با دشمن خود عداوت مکن. اما من به شما می گویم که دشمنان خود را محبت نمایید و برای لعن کنندگان خود برکت بطلبید و به آنان که از شما نفرت کنند، احسان کنید و به هر که به شما فحش دهد و جفا رساند، دعای خیر کنید تا پدر خود را که در آسمان است، پسران شوید؛ زیرا که آفتاب، خود را بر بدان و نیکان طالع می سازد و باران بر عادلان و ظالمان می بارد… پس کامل باشید چنان که پدر شما، که در آسمان است، کامل است.» ۱

 

روابط داخلی  مجاهدین  و تنظیم رابطه رهبری گروه با اعضا و همچنین اعضا با یکدیگر زمانی می توانست  از آسیب پذیری مصون بماند که بر اساس ملاک های منطقی، آزادی بیان، آزادی مذاهب، حقوق بشر  و  بدور از مناسبات فرقه ای  تنظیم شده باشد.

ولی در تشکیلات مجاهدین هرگز چنین رویه ای وجود نداشت. محاکم تفتیش عقاید روزانه برقرار بود و کسانی که از چارچوب های انقلاب ایدئولوژیک تخطی می کردند بشدت مجازات می شدند. حال سنی باشی یا مسیحی و یا لائیک، و چه کسانی که تنها بدلیل  اعتقاد به دین مسیح و سایر ادیان و عدم قبول ایدئولوژی مجاهدین،  و اینکه تنها تعهد آنان «جنگیدن» در کادر آنچه که «ارتش آزادیبخش» نامیده می شد، است،  تحت شدیدترین فشارهای روحی و روانی مسئولین تفتیش عقیده مجاهدین قرار گرفته و رزوها و ماهها را در سلول های انفرادی سپری کرده اند.

 

ادوارد تِرمادو تنها یکی از این اقلیت های مذهبی جدا شده از مناسبات مجاهدین است. او یک ایرانی مسیحی  بود که از بخت بد،  گذرش به تشکیلات مجاهدین افتاد.

 

در اینجا قسمتی از مصاحبه وی  با تلویزیون بی بی سی در  ۲۳ مارس ۲۰۱۱ – ۰۳ فروردین ۱۳۹۰ آورده می شود  تا اوج وقاحت و بی شرمی مریم رجوی در فشار به اقلیت های مذهبی در تشکیلات مجاهدین را یادآور شویم  و اینکه حرف و ادعاهای او  تا کجا با عمل درون تشکیلاتی مجاهدین  در تناقض است.

ضمن اینکه ترور های مجاهدین در سالهای دهه شصت که در حق مسیحیان کشورمان  از جمله؛  هایقان موسسیان، ادموند موسسیان، ورژ باغومیان، سردار آوانسیان و . . .  انجام شده را نیز نباید از یاد برد.

 

سوال مجری : شما چه وقت به این نتیجه رسیدید که با مشی سازمان مجاهدین مخالف هستید؟

انقلاب ایدئولوژیک داخل سازمان مجاهدین. خوب من مخالف این قضیه بودم. از آنجا هم من نسبت به آنها دلسرد شدم، تا زمانی که مهیا شد {که خارج شوم}. چون چند مرتبه من نامه نوشتم، گزارش نوشتم، درخواست دادم که من می خواهم از این سازمان بروم. ولی مسئول و برادری که آنجا در یگان مسئول بالا بود من را صدا می کرد و می گفت این نامه را تو نوشته ای؟ می گفتم آره. پاره می کرد و می ریخت، می گفت برو بیرون، برو سر کارت. قبول نمی کردند. تا آنجایی که من می فهمم، دلیل آن هم این بود که چون من یک اقلیت مسیحی بودم، خوب از لحاظ تبلیغاتی برای آنها بدردبخور بود، بایستی من را در سازمان نگه می داشتند.

سوال مجری: شما، آقای ترمادو، فقط عضو ارتش سازمان مجاهدین بودید یا اینکه عضو خود سازمان مجاهدین هم شده بودید؟

نخیر. من فقط عضو ارتش بودم. اولا به دلیل اینکه سازمان مجاهدین غیر از مسلمان شعیه عضو دیگری را قبول نمی کند.

یعنی این جزو شرایط خاص عضویت است؟

این جزو شرایط خاص سازمان مجاهدین است.

یعنی این سازمان مسلمان سنی را هم قبول نمی کند؟

ببینید یک جریانی آنجا هست. من یک دوستی داشتم به اسم عباس، مثل اینکه الان ایران است. ایشان سنی بود، از بچه های تربت جام یا تربت حیدریه بود. او تعریف می کرد می گفت که خانم مهوش سپهری، نسرین، که جانشین آقای رجوی بودند، به او گفته بود تو که نماز می خوانی روزه هم می گیری، بیا و نماز شیعه بخوان. ایشان گفته بود خوب اگر من نماز شیعه بخوانم، فردا به ایران برگردم به فامیل هایم که همه سنی اند چه جوابی بدهم. او گفته بود خوب حالا نماز شیعه بخوان، به ایران رفتی نماز سنی بخوان. چون خود ایشان {مهوش سپهری} هم سنی بود و بخاطر اینکه عضو سازمان بشود، برگشته بود و شیعه شده بود. خوب این مسائل در سازمان بود.

یعنی رسما اعلام نکرده بودند که شرایط عضویت در سازمان مجاهدین مسلمان شیعه بودن است؟

من فکر نمی کنم که این را اعلام بیرونی کرده باشند. ۲

 

۱ـ انجیل متى، باب ۵، جمله ۴۴٫

۲ – بی بی سی

  • نویسنده : سردبیر
  • منبع خبر : راه نو