خواهرم حسنیه اگر روزی این نامه بدستت رسید حتما به روزهایی که طی این سالیان از دست دادی خوب فکر کن و ببین که این رجوی ملعون چطور تنها بخاطر رسیدن به قدرت، ثروت و شهوت این بلاها بر سر انسانها و خانواده هایشان آورد. تعدادی را خود به کشتن داد، تعدادی را قاتل هموطنانشان در شهرها و جبهه های جنگ کرد و تعدادی را هم آواره بیابانهای عراق و اکنون آلبانی کرده است.

صبح  امروز آقای مصطفی حق وردی برادر خانم حُسنیه حق وردی اهل شهر نقده ، اسیر در فرقه رجوی در کشور آلبانی در دفتر انجمن نجات استان حضور یافته و با مسئول این دفتر دیدار و گفتگو کردند.

آقای حق وردی نگرانی عمیق خود را از وضعیت خواهرش در فرقه رجوی در اردوگاه این گروه در آلبانی ابراز داشتند. ایشان گفتند؛ وقتی در سال ۱۳۹۲ شنیدیم که سران فرقه رجوی تصمیم گرفتند اعضای خود را از عراق به آلبانی منتقل کنند، خوشحال شدیم.

چرا که پیش از آن تمامی تلاش های ما برای رساندن نامه ای بدست حسنیه در خاک عراق و در اردوگاه این گروه در اشرف و سپس لیبرتی با شکست مواجه شده بود و عوامل مجاهدین هرگز اجازه ندادند نامه ما  به بدست خواهرم حسنیه برسد.

آقای حق وردی ادامه دادند؛ خانواده ما طی پروسه انتقال اعضای مجاهدین به آلبانی که از سال ۱۳۹۲ شروع و تا سال ۱۳۹۵ ادامه داشت در این فکر بودند با توجه به اینکه آنها به یک کشوری غیر از عراق  انتقال داده می شوند حتما شرایط مناسبی برای ایجاد ارتباط  تلفنی بین ما و حسنیه فراهم خواهد شد. ولی دیری نپائید شنیدن اخباری مبنی بر قرنطیقه اعضای مجاهدین در کشور آلبانی و انتقال آنها به محلی دور از شهر و اجتماع توسط سران فرقه رجوی بیش از پیش ما را به این باور رساند که سران مجاهدین ماهیتی ضد انسانی و  فرقه ای دارند. و حیات آنها تنها با حضور در تاریک خانه ها  و سرداب های تنگ و تاریک و نمور میتواند ادامه یابد. و علیرغم شعارهای فریبنده شان  عقب مانده و دور از هرگونه دنیای آزاد و اجتماعی هستند.

مسئول انجمن نجات نیز در این رابطه گفتند. فشاری که سران مجاهدین به زنان اسیر در این فرقه می آورد ببیش از مردان است. تجاوز جنسی رجوی به زنان، درآوردن رحم آنان و تحمیل طلاق اجباری، گرفته شدن فرزندانشان توسط رجوی، بیگاری کشیدن از آنان و هزاران درد و بلای دیگری که رجوی بر سر  آنان آورده تنها گوشه هایی از  جنایات این گروه در حق خانواده ها و اعضای اسیرشان در درون این فرقه است.

آقای مصطفی حق وردی افزودند؛ مادر حسنیه از درد فراق و دروی حسنیه در زمستان سال ۱۳۹۷ فوت کرد. او همیشه چشم به راه حسنیه بود ولی افسوس که در حسرت دیدار وی دار فانی را وداع گفت. بنابراین رجوی تنها عضو اسیر خانواده ما را از بین نبرده است بلکه به سبب آن بنیاد خانواده ما را از هم پاشیده است. او ادامه داد؛ خواهر دیگر حسنیه بنام خدیجه همیشه سراغ حسنیه را از من می گرفت ولی افسوس که او هم فرصت دیدار با حسنیه را نیافت و دار فانی را وداع گفت. و اکنون بازماندگان این خانواده  ۳۷ سال است که برای دیدن حسنیه لحظه شماری می کنند.

آقای حق وردی از نحوه پیوستن حسنیه به سازمان برایمان گفتند که در آن سالها حسنیه دانشجوی زبان انگلیسی در دانشگاه تبریز بود. وی فرد فعال و مذهبی بود. حسنیه همیشه در کیف خود اعلامیه های  امام خمینی را به همراه داشت ولی متاسفانه او هم همانند تعداد دیگری از جوانان فریب این فرقه را خورد و آن شد که امروز شاهدش هستیم.

آقای مصطفی حق وردی  ادامه دادند اکنون نیز از وضعیتی که بر اردوگاه این گروه در آلبانی حاکم است بشدت نگرانیم. شیوع بیماری سرطان و انواع دیگر بیماریها در این اردوگاه بویژه در ارتباط با زنان بیش از گذشته ما را نسبت به سرنوشت حسنیه نگران می کند.

وی از مسئولین نظام و دست اندرکاران این حوزه بویژه ارگانها حقوق بشری خواستار رسیدگی و پیگیری بیشتر وضعیت خواهرش و دیگر اسرای دربند این گروه در آلبانی شد تا هرچه زودتر آزاد شده و به نزد خانواده هایشان برگردند. در انتها آقای مصطفی حق وردی از مسئول انجمن نجات خواست تا نامه  کوتاهی که برای خواهرش حسنیه نوشته را در فضای مجازی انتشار دهیم تا شاید بشکلی بدست خواهرش حسنیه برسد.

متن نامه آقای مصطفی حق وردی به خواهرش حسنیه

اسیر در فرقه رجوی در کشور آلبانی

سلام حسنیه جان سالهای زیادی است که از رفتن تو میگذرد اما ما همچنان چشم انتظار تو هستیم تا شاید بعد از ۳۷ سال بتوانیم تو را ببینیم. امیدوارم هرجا هستی در صحت کامل باشی و روزی این نامه به دستت برسد. این نامه شرحی از زندگی ما در نبود تو هست.

ابتدا از خدیجه خواهرت برایت بگویم. چون سخت ترین درد برای ما بعد از رفتن تو از دست دادن خدیجه بود. خدیجه چند سال بعد از رفتن تو در سال ۶۷در ترمینال شهرمان با یک مینی بوس تصادف کرد و متاسفانه فوت کرد.  یادت هست که چقدر باهم صمیمی بودید یادت هست که چقدر زحمت تو را کشیده بود.  دوری تو برای خدیجه تحمل ناپذیر بود. فشارهای روحی که بر خدیجه وارد میشد بالاخره کار خودش را کرد، و سرنوشت، او را از ما گرفت.

حسنیه حق وردی

مادرمان هم سالها چشم انتظار تو بود تا برگردی اما این چشم انتظاری تا چند روز به عید امسال طول نکشید، مادرمان هم پیش خدیجه رفت، این چند سال چه زجرها که نکشید تا شاید روزی دوباره تو را ببیند و در آغوشش بکشد. اما اجل بیشتر از این مهلتش نداد و او نیز  همانند دیگر مادران فراموش شده فرقه رجوی  در انتظار  دیدار تو از دنیا رفت.

حتی در آن سالهایی که در عراق بودی خیلی تلاش کردیم تا نامه ای را که نوشته بودیم بدست تو در قرارگاه اشرف برسانیم ولی ماموران جلاد رجوی مانع شده و هرگز نامه ما را تحویل نگرفتند. تا مبادا حس خانواده دوستی که رجوی در وجود تو و امثال تو  طی این سالها از بین برده بود، دوباره زنده شود.

اگر از وضعیت ما بخواهی بدانی باید بگویم برادرت محمد صفی الان دیگر بازنشسته شده است .من هم الان بازنشسته شده ام. برادر دیگرت محمد رضی هم در کار و زندگی خودش موفق هست و در حال حاضر در تهران سکونت داشته و در شرکتی کار می کند.

اما مرتضی، او  را که یادت هست وقتی رفتی ۷ سال داشت ولی الان برای خودش پزشکی شده است. ضمنا سمیه خواهرت هم با زندگی میکند.

خواهرم حسنیه اگر روزی این نامه بدستت رسید حتما به روزهایی که طی این سالیان از دست دادی خوب فکر کن و ببین که این رجوی ملعون چطور تنها بخاطر رسیدن به قدرت، ثروت و شهوت این بلاها بر سر انسانها و خانواده هایشان آورد. تعدادی را خود به کشتن داد، تعدادی را قاتل هموطنانشان در شهرها و جبهه های جنگ کرد و تعدادی را هم آواره بیابانهای عراق و اکنون آلبانی کرده است.

خداوند رهبران فریب کار این فرقه را در عذابی علیم گرفتار سازد و شر آنان را از سر کشورمان دور کند.

به امید دیدار  –  قربانت برادرت مصطفی

  • نویسنده : سردبیر
  • منبع خبر : سایت راه نو